روزهای به یاد ماندنی با کانون بروجن
روزهاي به ياد ماندني با كانون بروجن
آواز مهربانيت در گوش من طنين انداز است و نگاه سبزت همه جا با من همرا ه است اي كانون .
دوست دارم در ميان قفسه هاي كتابت گم شوم و كتابها را يكي ،يكي بخوانم و در كلاسهاي مختلف فرهنگي وهنري وادبي شركت نمايم. تا بتوانم در روز موعود كارهاي خود را در معرض نمايش ببينم و خوشحال وسبك بال به هر كجا كه خواهم سفر كنم .
آيا مي داني آن روز موعود چه روزي است؟خوب حدس زدي ! روزهاي يك هفته با كانون كه بچه ها خوشحال و شادمان به كانون مي آيند و كارهاي زیبای خود را ديده و با ذوق وشوق به دوستانشان نشان مي دهند و به خود مي بالند كه عضو كانون مي باشند .
مركز بروجن به مناسبت يك هفته با كانون از كارهاي بچه ها كه در تابستان انجام داده بودند نمايشگاهي آماده كرد ودر معرض ديد همگان قرار داد.
در اين نمايشگاه بازيهاي محلي بروجن ،نجوم در قرآن ، كارهاي ادبي اعضاء، نقاشي ها و سفال و نقاشي خلاق و. . . به چشم مي خورد كه هر كدام نشان دهنده خلاقيت اعضاء كانون بود.
از اين نمايشگاه اعضاء و والدين و مدارس بازديد كردند كه در حدود 600 نفر بازديد كننده داشتيم.








لیلا ربیعیُ مسئول مرکز
با کليدی اگر ميآيى